سلام. امیدوارم حال جسم و روانت خوب خوب باشد و بتوانی به خوبی از پس حواندن و درک درس هایت بر بیایی..دیشب هم قطع شدن تلگرام بهانه ای شد تا هر دو به فعالیت مورد علاقه مان یعنی نوشتن در وبلاگ بپردازیم. شخصا فضای وبلاگ را بهتر از کانال حتی به صورت دو نفره می پسندم . برای اینکه پاک کردن کانال راحت تر و آنی تر از وبلاگ هست ... سعی می کنم از این به بعد شرح حالی از خودم را هرچند مختصر و در لفافه اما مرتب و منظم اینجا برایت بنویسم ...
راستش را بخواهی شب ها خیلی بی خواب شده ام. و فکر میکنم دوباره مشکلات معدوی ام از پس کوچه های دور سر رسیده اند و بنا دارند پدرم را در بیاورند . احساس میکنم اسید معده ام زیاد است و ... از امروز عصر گوش تنبلی و شیطان رجیم کر ،باشگاه ثبت نام میکنم بلکه کمی از حجم این رخوت بکاهم . خواب شبانه ام خوب نیست . و طبیعتا صبح های با نشاطی ندارم . و در ادامه هم روز خوبی...حتی حالا که عصر شده باز هم با وجود بی خوابی دیشب ، دلم نمیخواهد بخوابم و خب این کمی مرا عصبی کرده است. تنها اتفاق شیرین زندگی که حالا و این روزها جوانه های امید و انگیزه را در دلم می رویاند تویی .. حتی بی خوابی های شبانه ام هم وقتی از حد می گذرند را با اسکرول عکس های تو با آن چشم های مهربان صبح می کنم.نمیخواهم زیاد مزاحمت ایجاد کنم تا با خیال راحت و فکری آرام مطالعه کنی . حرف های زیادی برای گفتن دارم اما
برچسب:
نویسنده: مهران محمودی
تاريخ: سه
شنبه
12 دی
1396 ساعت: 19:34